کتاب کاندید

اثر ولتر از انتشارات توس - مترجم: هانیه فهیمی-بهترین کتاب ها و نمایشنامه های فلسفی

ساده‌دل به حساب عادت، با دمیدن خورشید و به بانگ خروس از خواب برخاست. او هم چون جماعت اعیان نبود که کسل و بی‌حال تا وقتی که خورشید به نصف‌النهار برسد در رخت خواب می لولند، نه می‌توانند بخوابند و نه می‌توانند برخیزند؛


خرید کتاب کاندید
جستجوی کتاب کاندید در گودریدز

معرفی کتاب کاندید از نگاه کاربران
کاندید در زبان فرانسه به معنای ساده دل است و اسم این داستان هم در بعضی جاها ساده دل خوانده میشود.

این کتاب در خصوص شخصی به نام کاندید است که تمام جهان را زیر پا می گذارد و با انواع ادیان و آداب و رسوم آشنا می شود از فرانسه تا الدورادو آمریکا و خیلی جاهای دیگه کتاب کمتر از 200 صفحه است و نثر سریعی دارد من با خوندن این کتاب یاد ماجرای های عجیب زائر افسون شده نوشته لسکوف افتادم این کتاب هم پر ماجرا و عجیب است هر چند ولتر کمی فلسفه و طنز و سیاست ر اهم چاشنی داستان کرده است و هر چیزی که دلش خواسته گفته بعضی وقتها سرعت بالای روند داستان به حدی بود که فکر میکردم ولتر حتما کار دستشویی چیزی داشته و گرنه چه عجله ای برای حل و فصل این ماجرای پیچیده داشته است. شاید هم میخواسته فکر آخر و نهایی کتاب یعنی فرار از فلسفه و مقایسه و مطالعه احوال عالم و گرویدن به شخم زدن مزرعه خود را این چنین رواج دهد.

فلسفه کاندید این است که کاری به کار کشور دیگر ملتی دیگر و .. نداشته باشیم و اگر یک زمین کشاورزی داریم مشغول بیل زدن آن باشیم زیاد سراغ فلسفه و فضولی و اخبار نرویم . جایی از داستان پیرمرد ترک (مسلمان ) وقتی مخاطب کاندید و دارو دسته اش میشود و آنها سوالات عجیبی از او میپرسند و وقتی در مورد وزیر از می پرسند او چنین جواب می دهد:

نمی دانم هرگز نام هیچ مفتی و هیچ وزیری را ندانسته ام . من هیچ چیزی درباره واقعه ای که بدان اشاره کردید نمی دانم. تصور کلی من این است که آن کسانی که گاهی اوقات در امور عمومی و حکومتی دخالت و شرکت می کنند با نکبت نابود می شدند و استحقاق نابود شدن را هم دارند به هر روی هرگز توجهی به اینکه در اسلامبول چه می گذرد ندارم و فقط به این قانع شده ام که میوه ی باغ خود را برای فروش به آنجا بفرستم.

وقتی کاندید بعد از این گفتگو خوشحالی و برکت میوه های این پیرمرد را دید با خود فکر کرد که املاکش باید وسیع باشد و از او پرسید املاک جنابعالی باید خیلی وسیع باشد و پیرمرد هم جواب داد:

من فقط بیست ایکر(8 هکتار) زمین دارم که خودم و فرزندانم روی آن کار می کنیم. کار ما را از سه شیطان بزرگ یا به عبارت دیگر از سه شر بزرگ یعنی کاهلی – بدذاتی – و فقر حراست میکند.

جانمایه این دو داستان این صحبتهای ساده آخر کتاب است یعنی فرار از فلسفه و فضولی و مقایسه مردم و مطالعه مردم و .. و عمل کردن است یعنی همان بیل زدن باغ خود.

البته شاید این فلسفه در زمانی به ولتر فشار آورده که فرانسه به واسطه مستعمراتش غرق در اشرافیت و بطالت و فلسفیدن به سبک یونانی و نه غربی بوده است و این بطالت جماعت روشنفکر ناراضی را در روسیه و فرانسه به وجود آورده و اکثر نویسنده های خوبی شدند و اوضاع جاری خود را به نقد کشیدند. به هر حال این کتاب کوچک در زمان خود ولتر 20 بار تجدید چاپ شد و بعد از او هم در زمره شاهکارهای ادبیات جهان شناخته شده

مشاهده لینک اصلی
ولتر این کتاب را به عنوان اعتراضی بر این قول لایبنیتس نوشت که گفته بود « در این بهترین عالم ممکن، هر چیزی به بهترین وجه ممکن است». ولتر هر جا که از معایب و شر و بدی که در جهان رخ میدهد یاد میکند با طنز و استهزا میگوید اگر این بهترین دنیاهاست بدترینش چه خواهد بود؟ میشود آرزوی دنیایی عاری از فساد و ظلم و شر داشت اما اینکه این دنیا را بهترین دانستن تنها از ساده دلان بر می‌آید.

قسمتی از کتاب
یکی از مختصات آدم‌های احمق این است که چیز بی‌معنایی را که با واژه‌های زیبا بیان شده باشد، می‌ستاید.
ص 149

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کاندید


 کتاب مبانی فلسفی و تئوری‌های سیستم‌های اطلاعاتی
 کتاب فراسوی کشمکش
 کتاب بارکلی
 کتاب هیوم
 کتاب زیبایی شناسی
 کتاب هایدگر در ۶۰ دقیقه